تبلیغات
طلبه





سلام ...

سیدعبدالمجیدکریمی
از اسم وبلاگ مشخصه که طلبه ام.
یا به قول اون وری ها آخوندم ...
خوب تر ها هم میگن روحانی ...

تو اینترنت از سال هشتاد و سه با اسم شاگرد کوچک مطلب میزنم ...

اینجا شعرهامه و دو جای دیگه هست که مینویسم
وبلاگ نقطه نوشت
وبلاگ عرق سرد

ایمیل: seyyedkarimi@yahoo.com
جیمیل: s.majid.karimi@gmail.com

آخرین مطالب وبلاگ

داستان موج و ساحل یک درام تازه نیست
داستان باد در این عاشقی یکباره نیست

موج در هر ناامیدی باد با هر شوق و شور
من نفهمیدم کدامش عاشق ساحل شدست

راستش در ذهن من ساحل برای موج نیست
باد با هر موج لب بر ساحل دریا زدست

موج مثل عاشقی بی درد شد همسایه اش
باد اما هر وزش انگار فریادی جلیست

قرن ها ساحل برای مردمان معشوق موج
من یقین دارم که این باد است چون عاشق شدست

باد میگوید به موج ای موج باید بوسه ای
بر لب معشوق زد آنچه تو میبینی که نیست؟

بوسه های موج بر ساحل ز شوق باد بود
واقعا این باد و طوفان است که عاشق شدست

شعراز : سیدعبدالمجید
+ پی نوشت: برای مردهایی که به فرشته ای رسیده اند که همه آرزوی رسیدن به آن فرشته را دارند اما سیب تر از آن مرد نیست، چون نه تنها عاشق آن فرشته نیست بلکه مایه عذاب او نیزمیشود

برچسب‌ها: موج و ساحل
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط شاگرد کوچک نظرات() |


اگه خیلیه بگو، یک شب جمعه کربلا
به خدا بزرگترین غصه و غم شد این بلا

همه زائر تو میشن، یه مزاحم نمیخوای؟
یه کسی که دل داده عمری به عکس کربلا


برای من که ندیدم آرزویی شده باشه
بیام و  بشینم و خیره میان کرب و بلا

توی بین الحرمین من متحیر بمونم
مثل یک کبوتری که منتظر مونده رها

بشینم روضه بخونم برای حضرت عشق
مثلا دم بگیرم اسیرتم کرب و بلا


شاعر:   سیدعبدالمجید

پی نوشت: اگه هنوز آتیش نگرفتی اینو هم گوش بده

از شرمنده شهدا هم ممنونم که این پست رو اصلاح کردند

برچسب‌ها:
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط شاگرد کوچک نظرات() |


چقدر ناز میکنی هر شب، چقدر راز مینهی در شب
چقدر چشم پشت ابر سیاه، چقدر ماه میکنی در تب

چقدر شهر قلب تو زیباست، چقدر آسمان تماشاییست
چقدر ذکر نام تو خوب است، چقدر محو میشود بر لب

آسمان پشت آسمان دریا، پشت دریا چقدر زیباییست
وای نقاش این شگفتی کیست؟ باز انگار میرسم بر رب

این همه عاشق پریشان را، وعده دادی چه وعده ای آقا
همه گفتند وعده کی بود با تو؟ و تو آرام گفته ای هر شب

این همه راز در دل شب ها، اینهمه ناز و شکوه بر لب ها
چقدر خوب میشود فهمید، پخته شد عاشق تو در هر تب


این هم رزق روز زیارتی امام رضا

شاعر: سیدعبدالمجیدکریمی

برچسب‌ها:
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 04:38 بعد از ظهر توسط شاگرد کوچک نظرات() |

حبیب و بیماری طبیب

منم که مست تو بی تاب میشوم بنگر
نگاه میکنی و خواب میشوم بنگر

تو راه میروی و راه میرود جاده
من ایستاده ام و راه میروم ساده

نگر خبر همه جا استرس فراوان شد
تو روی تختی و چشمی عجیب باران شد

عمل برای تو ساده، برای ما جانکاه
بیا ببین که غم تو چه کرده با این چاه

کتاب مهر و محبت، سرای عشق و حضور
نگاه میکنی و غرق میشوم در شور

بیا بلند شو و مثل روزهای قبل
خبر ز خوب شدن جارچی زند با طبل

فدای چهره نورانی ات فدای سرت
منم که اشک بریزم شبانه روز برت

+ شاید این ها تسکینی به دل نگرانم باشد، شاید هم نه

لینک این شعر در خبرگزاری صاحب نیوز

برچسب‌ها:
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 03:20 بعد از ظهر توسط شاگرد کوچک نظرات() |

تو خودت گفتی غروب جمعه با من باشی
یه نگاهت بکنم من وسط  عیاشی

همه کاری میکنم تا به نمازت میرسم
به نمازت میرسم وقتی که با من باشی

حس تنهایی وقتای غروب میکشتت
عیش هر کی پیشته میگه که تو تنهایی

دوس دارم مسجد قلبم رو منور بکنم
اسمت و حک بکنم حاشیه ی هر کاشی

یادته روز الستت همه رو جمع کردی
گفته بودی خوبم اگه که با من باشی

حال من خوب نمیشه بعد عمری که گذشت
منتظر موندم و میگم کاش که با من باشی

میدونم میای یکی از جمعه ها یار غریب
میزنی نقش قشنگت توی هر نقاشی

شعر از : سیدعبدالمجیدکریمی

برچسب‌ها:
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 06:35 بعد از ظهر توسط شاگرد کوچک نظرات() |

 
مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ